2008 23 نوامبر 2008

SE

رده: شعر - دیوید بمباران @ 18:24

اگر شما می توانید سر خود را زمانی که همه حفظ
در اطراف آن از دست می دهید و شما را گسل؛
اگر شما می توانید خود را زمانی که همه اعتماد
تردید، بلکه به حساب از شک؛
اگر شما می توانید صبر کنید و خسته نباشی منتظر
و یا در حال دروغ در مورد، در دروغ معامله نیست،
و یا در حال منفور، آیا راهی برای نفرت نمی دهد،
و در عین حال نگاه بیش از حد خوب نیست، و نه صحبت بیش از حد عاقل؛

اگر شما می توانید فکر و رویا استاد خود را؛
اگر شما می توانید فکر می کنم و ایجاد افکار هدف خود را؛
اگر شما می توانید با پیروزی و فاجعه ملاقات
و درمان آن دو impostors درست به همان شیوه؛
اگر شما می توانید تحمل شنیدن حقیقت را به شما صحبت می
که توسط knaves پیچیده به احمق ها
تماشا و یا چیزهایی که تو دادی زندگی خود را، شکسته،
و خم شدن و ساخت آنها را با ابزار های فرسوده؛

اگر شما می توانید یک پشته از همه برنده خود را
و این خطر در یک دور از سر و دم،
و از دست دادن، و شروع دوباره در آغاز خود را
و می توانم در یک کلمه در مورد از دست دادن خود را می گویند؛
اگر شما را وادار قلب و اعصاب و رگ و پی
برای خدمت به نوبه خود شما مدت ها پس از آنها خسته می شوند،
و به همین ترتیب زمانی که شما می توانید چیز دیگری نگه
به جز اراده که به آنها می گوید: "نگه دارید."

اگر شما می توانید با جمعیت صحبت کردن و نگه داشتن فضیلت خود را،
و یا راه رفتن با پادشاهان بدون از دست دادن ارتباط با مردم،
اگر آن را می تواند به شما نزدیک ترین دوست دشمن درد نکنه،
اگر تمام مردان مبتلا به شما تعداد دفعات مشاهده، اما هیچ یک بیش از حد؛
اگر شما می توانید دقیقه بی رحم را پر کنید
ارزش دادن به هر دقیقه که می گذرد،
با احترام به زمین و هر آنچه را که در آن است،
و - است که بیشتر - شما یک مرد باشی، پسرم!


(رودیارد کیپلینگ)

برچسب ها: کیپلینگ ، اشعار ، اگر


صفحه 1 از 1 1